محمد معصوم البكري ( نامى )

مقدمه 7

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

هجرى در بقعهء بكّر كه الآن باسم سكهر قديم مشهور است متولد شد ، چنان كه ازين ابيات معلوم مىشود « 1 » : شد طلوع آن شمس در خانه صفائى از خدا * از بروج نيك در ساعت سعيد آن شد عيان بود آن تاريخ هفتم ليل دوشنبه از صيام * سال نهصد چهل بود از وى زوائد چاردان آبا و اجداد او از سادات ترمذ بودند ، و از دو سه پشت سكونت قندهار اختيار كرده با شركت بعضى سادات ديگر توليت مقبرهء باباشير قلندر « 2 » ، كه

--> ابن سيد على بن سيد امام الدين بن سيد محمد بزرگ بن سيد على بن سيد محمود بن شير قلندر بن سيد عين الدين بن سيد شمس الدين بن سيد علاؤ الدين بن سيد محمد بن سيد بابا حسن ابدال بن سيد حسين زنجيرپا بن سيد رضا بن سيد محمد بن سيد احمد بن حضرة هارون ابن امام موسى كاظم ( المتوفى 183 799 ) . ظاهرا درين نسب نامه بعضى اسماء خلط شده است و خود مير معصوم براى اين اختلاف مسئول است . در ص 3 ، سطر 4 - 5 ، تاريخ معصومى ، خود را از اولاد « سيد شير قلندر بن بابا حسن ابدال السبزوارى مولدا و القندهارى موطنا و مدفنا » مىشمارد ؛ و در ص 135 ، س 5 - 10 ، گويد كه سيد حسين زنجيرپا خواهر زادهء بابا حسن ابدال و فرزند سيد عين الدين است ، حالانكه بر وفق نسبنامه بابا حسن خود پسر سيد حسين زنجير پاست ؛ و باز در ص 137 ، ص 11 ، گويد كه سيد شير قلندر فرزند سيد حسين زنجيرپاست . و در كتبهء اسير گره ( ايپى گرافيا ، سال 1925 - 26 ، ص 4 ) و پيش طاق قندهار ( مفتاح التواريخ ، ص 156 - 157 ) مير معصوم اسم خود را به اين طور مىنويسد : محمد معصوم بكرى بن سيد صفائى الترمذى المنتسب امّا الى سيد شير قلندر بن سيد حسين زنجيرپا بن بابا حسن ابدال السبزوارى اصلا و القندهارى مرقدا . ازين فقره نتيجه مىگيريم كه مير معصوم از جانب مادر از اولاد بابا حسن ابدال است . و لهذا اين نسبنامه ناصحيح است . ديگر دليل عدم صحت نسب نامه اينست كه مير معصوم در تاريخ خود ( ص 135 ، س 4 - 5 ) نسبت به سيد حسين زنجيرپا گويد كه « بنوزده واسطه به امام . . . موسى كاظم نسبت سلسله ايشان درست مىشود ، حالانكه بر وفق نسب نامه عدد واسطه ما بين زنجيرپا و امام موسى كاظم فقط چهار است . لهذا على العجالة مىتوانيم بگوئيم كه نسب مير معصوم تا سيد مرتضى يعنى جدش متعين است ، و باقى مشكوك فيه تا آنكه شهادت مزيد در اين زمينه مهيا شود . ( 1 ) از شجرهء خاندانى . ( 2 ) مآثر الأمراء ، جلد سيوم ، ص 326 ؛ و براى ذكر احوال شير قلندر رجوع كنيد بمتن ، صص 137 - 140 .